شمارهٔ ۴
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
یا رب که کارها همه گردد به کام ما
نور حضور خویش فروزد امام ما
ما باده محبت او نوش کرده ایم
ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آنکه از این باده زنده شد
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
ای باد اگر به کوی امام زمان رسی
زینهار عرضه دار به پیشش پیام ما
گو همتی بدار که مخمور فرقتیم
شاید برآید از می وصل تو کام ما
از اشک در ره تو فشانیم دانه ها
باشد که مرغ وصل کند میل دام ما
فیضت ز هر چهار طرف میکند سلام
پیکی کجاست تا برساند سلام ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş