شمارهٔ ۱۱۹
ق قاآنی
0
Altın Yaprak
میر زمانه ای که نگردد مرا زبان
در کام جز برای ثنا و دعای تو
ای کاش وعده های تو درصدق و راستی
بودی چو شعرهای من اندر ثنای تو
اکنون مرا رسیده به خاطر لطیفه ای
از وعده دروغ کلاه و قبای تو
جاوید تاکه هست به دیوان روزگار
نام و نشان مدح من و مرحبای تو
وارونه کلاه که گفتی برای من
وارونه قباکه ندادی برای تو
بگذشتم از کلاه و قبا چون شد آن کتاب
کش وصف کرد فک رت معجزنمای تو
اعدات از جفای تو یارب چه می کشند
گر این بود وفای تو با اولیای تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş