شمارهٔ ۳۵
ق قاآنی
0
Altın Yaprak
ای وزیری که به دهر آنچه بود دلخواهت
همه از فضل خداوند میسر گردد
گر چکد نقطه ای از کلک تو در بحر محیط
چون سخنهای تو موجش همه گوهر گردد
پشه در سایه اقبال تو سیمرغ شود
باز از هیبت قهر تو کبوتر گردد
قطره از تربیتت لؤلؤ رخشنده شود
ذره از مهر تو خورشید منور گردد
گر به بال پشه ای صورت حزم توکشند
بال او سخت تر از سد سکندر گردد
میر ملک جم از آنجا که تو را دارد دوست
زیبد ار قدر تو با عرش برابرگردد
چند محروم ز لطف تو شود قاآنی
دل چون آینه اش از چه مکدرگردد
در علاج غمش امروز بکن تدبیری
کانچه تدبیر نمایی تو مقدر گردد
حالی او تشنه آبست و تویی رود روان
از لب رود روان تشنه چسان برگردد
گرچه صد ره چو قلم تو بریش بند از بند
همچنان در ره اخلاص تو با سر گردد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş