بخش ۷

ق قائم مقام فراهانی
0 金の葉
امام و پیشوا در خنده افتاد دو لعلش در سخن تابنده افتاد که مقصود تو با انجاح ماضی است ولیعهد ازمحمدشاه راضی است نگوید با پدر جز راست هرگز نه منصب نه حکومت خواست هرگز ولیعهد اربه او ملکی سپارد طمع در ملک همسایه ندارد نشوراند به حاکم ها رعیت نخواهد بر مسلمانان اذیت نه مفسد را دهد پول زیادی که خیزد قتل و آشوب و فسادی ندارد پول اگر دارد همین است که در راه کرور هشتمین است از این رو کار او خوب است دایم قرین با هر چه مرغوب است دایم چه گل ها کز مراد خود بچیند به دنیا و به عقبی بد نبیند

この詩の翻訳を追加する ·

この詩を評価する

まだ評価がありません

星に触れて1から10で評価してください

コメント

コメントするにはログインが必要です。

ログイン

この詩にはまだコメントがありません。最初の一人になってください。

よりよい読書のために Cookie を使っています。あなたのデータは GDPR とトルコの個人データ保護法に従って扱われます。どの Cookie を許すかはいつでも変えられます。