شمارهٔ ۲۸ - خطاب به عبدالحسین خان پسر صدراعظم
ق قائم مقام فراهانی
0
Altın Yaprak
مخدوم مکرم من
فرشته ای است در این طارق لاجورد اندود
که پیش آرزوی بی دلان کشد دیوار
خدای واحد شاهد است که خوشی بنده شما در طهران در ملازمت شما بود باقی همه بیحاصلی و بوالهوسی شد اگر چه الحمدلله تعالی نوعی میگذرد ولی بزحمت و مشقت آسودگی و راحتی نیست خدا آسان کند دشوار ما را
عالیجاه عزیز مهربان میرزا عبدالغنی حسب الامر قدرت نواب مستطاب ولی النعم علی الهمم نایب السلطنة بآنجا میآید از همه جا باخبر و آگاه است هر چه استفسار فرمایید عرض خواهد کرد منت خدا را که ایام آشفتگی رفت و هنگام شکفتگی در رسید آخر عمر کفر و کین است و اول نظام دولت و دین الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن مشارالیه قطع نظر از اینکه نوکر خوب نواب نایب السلطنة روحی فداه است انیس و همدم و جلیس و محرم بنده شماست فرصت فرموده او را زود و خوب روانه فرمایید آن صلح بهم بر زن و از جنگ بدر زن باز شکست خورد کار درستی کرد این جا ماندنی است نه طهران رفتنی قبلة عالم و عالمیان روحی و روح العافین فداه بورود بدارالخلافه بندگان صاحب مکرم امین الدوله را خواهند خواست بمرگ خودت که فرصتی ندارم که شرح دلی نگارم هر چه پرسید میرزا عبدالغنی عرض خواهد کرد
والسلام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş