شمارهٔ ۱۲۷
غ غنی کشمیری
0
Altın Yaprak
بس که جانش بر لب از رنج خمار می رسید
در گلوی شیشه آب از پنبه می ریزیم ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş