شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرماید
ن نظام قاری
0
Altın Yaprak
این باد روح پرور ازان کوی دلبرست
وین آب زندکانی ازان حوض کوثرست
در جواب او
چشمم زروی بند در ایدل منور است
وزبوی عنبرینه دماغمم معطرست
کمخاچه حاجتست برو پیچک طلا
معشوق خوبروی چه محتاج زیورست
درزی چو جامه دگمه نهادی بخانه آر
کاصحاب را دودیده چو مسمار بر درست
تن خوش شود زعلت سرما بپوستین
تشخیص کرده ایم و مداوا مقررست
در انتظار خلعت عیدی دو چشم من
چون گوش روزه دار بالله اکبرست
اکثر ازان بشعر کنم وصف نرمدست
کزهر چه میرود سخن دوست خوشترست
قاری نواست شعر تو همچون سجیف صوف
و اشعار خلق جمله چو مدفون مکررست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş