شمارهٔ ۲۷
ن نظام قاری
0
Altın Yaprak
از رخوتم عاریت کردی طلب
چون برم از پیش یاری آمدی
از فراش خانه هیچم کم نبود
گر بمن خرم نکاری آمدی
جامه بودی مرا از صوف نیز
چونکه عیدی یا بهاری آمدی
مانده ز آنها جامه خواب یک بر آب
هم نماندی گر بکاری آمدی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş