شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرماید
ن نظام قاری
0
Altın Yaprak
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
زخم هر زخمه که زد راه بجایی دارد
در جواب او
گل بر اطلس اگر چند قبایی دارد
نه قباییست که گویند بهایی دارد
مشنوا یخواجه تو در مذهب ارباب لباس
که قبای مله بیصوف صفایی دارد
طیلسان صوفی ارمک بود از بند قیش
وزگلیم عسلی نیز ردایی دارد
خوش گرفتند بسنجاب زمستان خرگاه
دولتی انکه چنین آب و هوایی دارد
در بر شاهد ما اطلس والا نگرید
چاک در دامن او راه بجایی دارد
غیر ششماه کتان تاب نیارد در بر
بنده ارمک خویشم که وفایی دارد
خرقه پوش ارچه شد از مفرش و مرکب عاری
خوب و مرغوب جرزدان و عصایی دارد
نیست جز اطلس و الباغ و میان تو کاسر
پادشاهی که بهمسایه گدایی دارد
پر بدستار طلا دوز نگه کن قاری
کانکه بنهاده بسر فر همایی دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş