شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرماید
ن نظام قاری
0
Altın Yaprak
شاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج
میفرستند از بهشت عدن حورانت خراج
در جواب او
شاه کمخا از سجیف و یقه دارد تخت و تاج
از برای دکمه اش دریا فرستد در خراج
محترم کرباس زردک بهر روی صوف شد
ورنه در بازار رخت او را کجا بودی رواج
پوستین قاقمی کش مه از قندس بود
صندلی آبنوس از بهر او بگزین نه عاج
بر بساط فرش غیر از یک نهالی خسب نیست
گو ببالا افکنی در شب ندارد احتیاج
ترکها باید که تا یابد اصولی طاقیه
ورنه بتوان آستینی از نمد بر ساخت تاج
از مفاصل جامه راکویی که علت رو نمود
زانکه میآید بدرزی از اتو داغش علاج
قاری این والای لیمویی بغایت روبرست
من ندانم از چه شد اینگونه نارنجی مزاج
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş