شمارهٔ ۷۵ - در غزل است
ق قوامی رازی
0
Altın Yaprak
باتو خواهیم ویحک ای دلبر
غم بسیار و اندک ای دلبر
بندگانند ناخریده تو را
عاشقان تو یک یک ای دلبر
نعل اسب تو بر سپهر شدست
ماه راتاج تارک ای دلبر
عارضت خط نو پدید آورد
باد بر تو مبارک ای دلبر
آرزوی جهان و راحت جان
از تو یابند بی شک ای دلبر
بی جمال تو لحظه ای بودن
نتوانند ویحک ای دلبر
وقت خوش کرده ای قوامی را
طیب الله عیشک ای دلبر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş