شمارهٔ ۱۶۰
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
تا چند کند صبر دل ایوب نباشد
نرگس که سر افکنده به پیش آفت دلهاست
کی دل برد آن دیده که محجوب نباشد
در دیده خلد رنگ گلم چون خس و خاشاک
در گلشن اگر جلوه محبوب نباشد
هرجا که بود یار رسد سیل سرشکم
پیغام مرا واسطه مکتوب نباشد
دل را به خیال غمش ای غیر چه داری
با صورت زشت آینه مطلوب نباشد
رو دامن غم گیر که سیلی خور شرم است
هر دل که به این سلسله منسوب نباشد
قدسی به طواف دلم آمد غم مجنون
این لطف سزای من مجذوب نباشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş