شمارهٔ ۲۷۶
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
دل پر حسرتم از سادگی در بزم تنهایی
بساط آرزو با یاد آن سیب ذقن چیند
مبر نزدیک عارض دسته گل بهر بوییدن
لب هر غنچه تا کی بوسه زان کنج دهن چیند
چه بی دردست از داغ محبت آن تماشایی
که در گلشن بود تا لاله نسرین و سمن چیند
ز چشم افتادگان را هم صبا محروم نگذارد
مشام پیر کنعان گل ز بوی پیرهن چیند
مرا هست از خیالش انجمن چون غنچه در خلوت
اگر خلوت نشین دامان خویش از انجمن چیند
ندارد طبع قدسی چشم بر نیک و بد عالم
نه از دریا گهر جوید نه از مجلس سخن چیند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş