شمارهٔ ۳۱۲
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
عشق هرکس را ز باغی کرده گل در دامنش
ما و دود گلخن و موسی و نار ایمنش
بر ملایک تهمت آتش پرستی بسته اند
بس که می گردند شب تا روز گرد گلخنش
گلخنی کش طعمه آتش نهال طوبی است
خار و خس بیهوده می گردند در پیرامنش
خویش را در عشق او رسواتر از مجنون کنم
گر نباشد باعث رسواشدن عشق منش
بوسه پیکان تیرش بر لب زخمم حرام
در قیامت گر شود خونم وبال گردنش
لذت آتش پرستی بر دل قدسی حرام
گر بود از گوشه گلخن هوای گلشنش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş