شمارهٔ ۳۹
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
غم رفت از دل من و از سینه داغ هم
مهتاب نیست کلبه ما را چراغ هم
صد داغ سوختیم و ز دل تیرگی نرفت
روشن نکرد کلبه ما را چراغ هم
قدسی خبر ز قافله طاقتم مپرس
این کاروان گذشته ز ما بی سراغ هم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş