شمارهٔ ۱۰۵
م میرزا حبیب خراسانی
0
Altın Yaprak
بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
نوبت گلشن رسد گلزار گلزاری کند
سهل باشد محنت از جور رقیب و دور چرخ
شاخ گلبن گل بر آرد خارا گر خاری کند
بزم عشرت گرم گردد خون تاک آید بجوش
باده سرمستی دهد پیمانه سرشاری کند
طره معشوق ما گر شد پریشان باک نیست
جمع دل را در پریشانی نگهداری کند
نرگس دلدار ما رنجور و بیمار است لیک
دردمندان را به بیماری پرستاری کند
کفر و ترسایی گر این باشد که کار زلف اوست
کعبه میخانه شود تسبیح زناری کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş