شمارهٔ ۸۴
م میرزا حبیب خراسانی
0
Altın Yaprak
شه وجود عجب قاصدی فرستاده است
بدست او چه عجب خط رحمتی داده است
که باز باید از آنسوی آسمان بپرد
هر آنکه از ازل از پشت آسمان زاده است
تو ماه کنعان در قعر چاه کنعانی
چه ملک ها که بمصر از پی تو آماده است
ز مکر دیو چه باکم که خاتم زنهار
بدست خویش سلیمان بدست من داده است
بخاطر است که آزاده ای مرا فرمود
که عاقبت شود آزاد هر که آزاده است
صلای عام فرستاد پادشاه وجود
که سفره بهر گدایان شهر بنهاده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş