شمارهٔ ۸۸
م میرزا حبیب خراسانی
0
Altın Yaprak
من که بی پیمانه مستم حاجت پیمانه نیست
جان من میخانه شد جایم اگر میخانه نیست
نیست مر دیوانگانرا رای بزم عاقلان
عاقلانرا گر سری با صحبت دیوانه نیست
ما بکوی نیستی کردیم منزل ای غلام
هر که در کوبد بگویندش کسی در خانه نیست
گنج می گویند و در ویرانه میجویند خلق
هر کجا گنجی است ای بی دانشان ویرانه نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş