شمارهٔ ۹۱
م میرزا حبیب خراسانی
0
Altın Yaprak
دل عاشق که نازکتر زجام است
چسانش طاقت سنگ ملام است
چه بگریزد زسنگ آنکش نه جام است
چه پرهیز در ننگ آنکش نه نام است
بده در جام جم خون سیاوش
که کیخسرو کنون مارا غلام است
بیا عقد زناشویی بر آریم
که جفت بنت کرم ابن الکرام است
بچین زلف او گمشد دل ما
از این روگاه دال و گاه لام است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş