شمارهٔ ۱۶
ح حافظ شیرازی
0
Altın Yaprak
رهروان را عشق بس باشد دلیل
آب چشم اندر رهش کردم سبیل
موج اشک ما کی آرد در حساب
آن که کشتی راند بر خون قتیل
بی می و مطرب به فردوسم مخوان
راحتی فی الراح لا فی السلسبیل
اختیاری نیست بدنامی من
ضلنی فی العشق من یهدی السبیل
آتش روی بتان در خود مزن
ور نه در آتش گذر کن چون خلیل
یا بنه بر خود که مقصد گم کنی
یا منه پای اندرین ره بی دلیل
یا رسوم پیلبانی یاد گیر
یا مده هندوستان را یاد پیل
یا مکش بر چهره نیل عاشقی
یا فرو بر جامه تقوی به نیل
حافظا گر معنیی داری بیار
ورنه دعوی نیست غیر از قال و قیل
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş