شمارهٔ ۱۰۲
م مجد همگر
0
Altın Yaprak
از بس که ز دیو و دد مرا آزار است
وز بس که ز خلق بر وجودم بار است
این جان چو نوش بر دلم چون زهر است
وین عمر عزیز پیش چشمم خوار است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş