شمارهٔ ۲۷۵
م مجد همگر
0
Altın Yaprak
ای دل ز گلی که جفت صد خار افتاد
بگذر که بر او گذار بسیار افتاد
آن نان چه خوری که سگ بر او دندان زد
وآن آب چه نوشی که در او مار افتاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş