شمارهٔ ۵۷
س سید حسن غزنوی
0
Altın Yaprak
ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
پر در شده خزانه گوش از سماع تو
در خرمی درآمده جان از جمال تو
وز دایره برون شده هوش از سماع تو
بی گفت و گوی و زحمت ساقی شنیده بود
جان صد هزار نعره نوش از سماع تو
گردون هزار دیده به یک گوش می بداد
درخرمی چنان شده دوش از سماع تو
آنی که خرقه ضرب کند هر سپیده دم
این گنبد مرقع پوش از سماع تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş