شمارهٔ ۷ - درمدح خواجه مخلص الدین گوید
س سید حسن غزنوی
0
Altın Yaprak
چندان که در دوازده برج است هفت مرغ
ای مخلص کریم ترا بخت یار باد
تا باز روز از شرف اندر حمل بود
باز بقات را همه دولت شکار باد
تا ثور برج زهره بلبل طرب بود
پیش تو زهره ساز طرب بر کنار باد
گرد میان جوزا چون طوق فاخته
از بهر خدمتت کمری استوار باد
از چنگ و ناخن سرطان و عقاب مرگ
همواره جان و جسم حسودت فکار باد
قدر همای سایه خورشید سای تو
بر اوج شیر بیشه گردون سوار باد
تا هست نسر طایر بر برج سنبله
خصمت چو نسر واقع افتاده خوار باد
تا نقد مهرکان را میزان مقرر است
طاوس دولت تو به رنگ بهار باد
ای خصم تو چو عقرب و خفاش روز کور
چون ماه شب چراغ رفیعت هزار باد
تاقوس آتشی و بط آبی بود به طبع
طبع تو آب رونق و آتش غبار باد
جدیی که هست خانه کیوان بوم شکل
گز طالع حسودت گردد نزار باد
ارکان دولت تو که سیمرغ قدرت است
چون اختران دلو به کوکب چهار باد
زرهای سور چرخ و در مهاء عفوت آب
بر بلبلی که چون تو سراید نثار باد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş