رباعی شمارهٔ ۱۷
ه هاتف اصفهانی
0
Altın Yaprak
مهجور تو را شب خیالی که مپرس
رنجور تو را روز ملالی که مپرس
گفتی هاتف چه حال داری بی من
در گوشه ای افتاده به حالی که مپرس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş