بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعی
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
ای که با من سر سخن داری
گفتگوی نو و کهن داری
ساعتی گوش هوش با من دار
مستمع باش گوش با من دار
گوش کن این فسانه دیرین
چه بری نام خسرو و شیرین
بشنو از من حکایت غرا
چه دهی شرح وامق و عذرا
یاد گیر این حکایت موزون
چه بری نام لیلی و مجنون
بکر خلوت سرای فکرست این
فکر تهمت مکن که بکرست این
آمده در مقام جلوه گری
تا به عین رضا درو نگری
جز قبول نظر نمی خواهد
التفات دگر نمی خواهد
هرچه هست از سعادت نظرست
نظر اکسیر کیمیا اثرست
یا رب این تحفه را گرامی کن
یکی از نام های نامی کن
تا ز صاحب دلی نظر یابد
شرف التفات در یابد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş