قطعهٔ شمارهٔ ۲
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
تا کی اندوه روزگار خوریم
فکر نابود و بود چندین چیست
گر نباشد ز غصه نتوان مرد
ور بود شاد نیز نتوان زیست
تا که در دست کیست روزی ما
و آنچه در دست ماست روزی کیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş