شمارهٔ ۱۲۵
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
نیست عرق که در رهت از حرکات می چکد
هر قدمی که می نهی آب حیات می چکد
چند به هر سیه دلی باده ناب می کشی
حیف که آب زندگی در ظلمات می چکد
بس که لب تو چاشنی ریخته در مذاق جان
گریه تلخ گر کنم آب نبات می چکد
اشک هلالی از مژه گرد حریم آن حرم
همچو سرشک عارفان در عرفات می چکد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş