شمارهٔ ۱۷
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
شوق درون بسوی دری می کشد مرا
من خود نمیروم دگری میکشد مرا
با آن مدد که جذبه عشق قوی کند
دیگر بجای پر خطری میکشد مرا
تهمت کش صلاحم وزین لعبتان مدام
خاطر بلعب عشوه گری میکشد مرا
صد میل آتشین بگناه نگاه گرم
در دیده تیزی نظری میکشد مرا
خاکم مگر بجانب خود میکشد که دل
بیخود بخاک رهگذری میکشد مرا
من آنقدر که هست توان پای میکشم
امداد دوست هم قدری میکشد مرا
از بار غم چو یکشبه ماهی بزیر کوه
شکل هلالی کمری میکشد مرا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş