شمارهٔ ۲۵۶
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
با تو خواهم شرح غم های دل محزون کنم
لیک از خوی تو می ترسم ندانم چون کنم
چند دارم در فراقش حالت نزع روان
کاشکی یکبارگی جان را ز تن بیرون کنم
من به این دل بس نمی آیم ندانم چاره چیست
تا به چند افسانه گویم تا به کی افسون کنم
گر به دامان فلک ریزم هلالی اشک خود
رنگ زرد ماه را همچون شفق گلگون کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş