شمارهٔ ۳۹۸
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
تا کی بکنج صبر جگر خون کند کسی
امکان صبر نیست دگر چون کند کسی
جان را اگر بمهر تو از دل برون کند
از جان چگونه مهر تو بیرون کند کسی
یارب چه حالتست که روزی هزار بار
هر لحظه آرزوی تو افزون کند کسی
خون می کنی یکی بترحم نگاه کن
تا بهر یک نگاه تو صد خون کند کسی
حیرانم از جنون هلالی و طعن خلق
یعنی چرا ملامت مجنون کند کسی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş