شمارهٔ ۵۱
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
ای باد صبح منزل جانان من کجاست
من مردم از برای خدا جان من کجاست
شبهای هجر همچو منی کس غریب نیست
کس را تحمل شب هجران من کجاست
سر خاک شد بر آن سر میدان و او نگفت
گویی که بود در خم چوگان من کجاست
خوبان سمند ناز بمیدان فگنده اند
چابک سوار عرصه میدان من کجاست
تا کی رقیب دست و گریبان شود بمن
شوخی که می گرفت گریبان من کجاست
خوش آنکه چون بسینه ز پیکان نشان نیافت
تیر دگر کشید که پیکان من کجاست
از نه فلک گذشت هلالی فغان من
بنگر که من کجایم و افغان من کجاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş