شمارهٔ ۹۱
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
بدین هوس که دمی سر نهم بپای قدح
هزار بار فزون خوانده ام دعای قدح
منم که وقف خرابات کرده ام سر و زر
زر از برای شراب و سر از برای قدح
بزیر خون من و خون بها شراب بیار
بگیر جوهر جانم بده بهای قدح
رسید موسم گشت چمن بیا ساقی
که تازه شد هوس باده و هوای قدح
بیاد لعل تو تا کی لب قدح بوسم
خوش آنکه بوسه بر آن لب زنم بجای قدح
هلالی از قدح می چه جای پرهیزست
بیا که پیر مغان میزند صلای قدح
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş