شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامه
ح حیدر شیرازی
0
Altın Yaprak
به آفتاب جمالت به نور صبح جلال
به آستین خیالت به آستان وصال
بدان دو سنبل پرتاب و سرو سوسن بوی
بدان دو نرگس پرخواب و غمزه قتال
بدان رسن که به مکر و فریب و شیوه و غنج
هزار یوسف دل کرده ای در آن چه چال
به بوسه تو که بر عاشقان شده ست حرام
به خون من که به دین تو گشته است حلال
به سرخی رخ باده به زردی رخ من
به سبزی خط سبزت به دل سیاهی خال
به آتش رخ خوبت به آب دیده من
به خاک کعبه کویت به بوی باد شمال
به آه سوز غریبان به شام تنهایی
به محنت شب هجران به ذوق روز وصال
بدان خدای که چون ابرو و رخ تو قمر
ز صنع خویش کند گاه بدر و گاه هلال
که از فراق رخت نوش می کند حیدر
ز دست غصه قدح های زهر مالامال
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş