شمارهٔ ۳۹
ح حسین خوارزمی
0
Altın Yaprak
نور جمال روی تو در آفتاب نیست
بوی شکنج زلف تو در مشک ناب نیست
گل را بروی خوب تو نسبت نمیکنم
زان رو که گل چو روی تو سنبل نقاب نیست
گشتم خراب از غم عشق تو ای صنم
خود کیست آنکه از غم عشقت خراب نیست
هر شب مصاحبان ترا تا سحر دمی
از ناله های زار من امکان خواب نیست
ما مست و بیخود از لب میگون دلبریم
مستی اهل دل زنبیذ و شراب نیست
گویند هست دعوة مظلوم مستجاب
چونست اینکه دعوت من مستجاب نیست
ترک خطایی تو حسین از چه بیوفاست
ترک غمش بگیر که ترکش صواب نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş