شمارهٔ ۸۸
ح حسین خوارزمی
0
Altın Yaprak
علاج عاشق مسکین حبیب می داند
که داروی دل غمگین طبیب می داند
غریب نیست اگر حال ما نمی دانی
که حال زار غریبان غریب می داند
غمی که می کشم از درد دوست می دانم
که درد دوری گل عندلیب می داند
تو لذت غم عشق حبیب کی دانی
کسی که دارد از این غم نصیب می داند
دلی که عاشق رخسار دلبری باشد
عذاب دیدن روی رقیب می داند
ز من بپرس تو آداب عشق نی ز فقیه
از آنکه علم و ادب را ادیب می داند
سواد دیده کند از بیاض شعر حسین
کسی که حسن مدیح و نسیب می داند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş