بخش ۸ - در بیان معرفت زکوة و کیفیت آن
ا امیر حسینی هروی
0
Altın Yaprak
مالها داری تو ای صاحب نصاب
حق درویشان بده گردن متاب
سر معنی نقد این دنیا بدان
آیت مما رزقنا هم بخوان
چیست دنیا با همه خشک و ترش
گرهمه عقلست برخیز از سرش
هر چه دادندت برون آر و بپاش
اندرین معنی کم از خاکی مباش
گل شو و میده نسیم دلفروز
همچو آتش هر کرا یابی مسوز
از جوانمردی برآمد نام مرد
حاتم طی بین که در هیجا چه کرد
اهل عشرت چون بهم آمیختند
جرعۀ بر خاک مجلس ریختند
موراگر پای ملخ برخوان نهاد
آنچه بودش در بر مهمان نهاد
گر نکردی خود جوانمردی پدید
در جهان نه پیر بودی نه مرید
آنچه می باید مرید از جمله پیش
مایه دارست از زکوة پیر خویش
چون گدا را از توانگر میرسد
امتنان را از پیمبر میرسد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş