بخش ۲۰۵ - عشق
ا اقبال لاهوری
0
Altın Yaprak
عقلی که جهان سوزد یک جلوه بی باکش
از عشق بیاموزد آیین جهان تابی
عشق است که در جانت هر کیفیت انگیزد
از تاب و تب رومی تا حیرت فارابی
این حرف نشاط آور می گویم و می رقصم
از عشق دل آساید با این همه بی تابی
هر معنی پیچیده در حرف نمی گنجد
یک لحظه به دل در شو شاید که تو دریابی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş