بخش ۱ - اسرار خودی
ا اقبال لاهوری
0
Altın Yaprak
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست
زاین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
گفتم که یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
مولانا جلال الدین رومی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş