بخش ۱۸۴ - حقیقت
ا اقبال لاهوری
0
Altın Yaprak
عقاب دوربین جویینه را گفت
نگاهم آنچه می بیند سراب است
جوابش داد آن مرغ حق اندیش
تو می بینی و من دانم که آب است
صدای ماهی آمد از ته بحر
که چیزی هست و هم در پیچ و تاب است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş