بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
ا اقبال لاهوری
0
Altın Yaprak
لاله این گلستان داغ تمنایی نداشت
نرگس طناز او چشم تماشایی نداشت
خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود
زندگانی کاروانی بود و کالایی نداشت
روزگار از های و هوی میکشان بیگانه یی
باده در میناش بود و باده پیمایی نداشت
برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوق
هیچکس در وادی ایمن تقاضایی نداشت
عشق از فریاد ما هنگامه ها تعمیر کرد
ورنه این بزم خموشان هیچ غوغایی نداشت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş