شمارهٔ ۳
ا ایرج میرزا
0
Altın Yaprak
خر عیسی است که از هر هنری باخبر است
هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است
خوش لب و خوش دهن و چابک و شیرین حرکات
کم خور و پردو و با تربیت و باربر است
خر عیسی را آن بی هنر انکار کند
که خود از جمله خرهای جهان بی خبر است
قصد راکب را بی هیچ نشان می داند
که کجا موقع مکث ست و مقام گذر است
چون سوارش بر مردم همه پیغمبر بود
او هم اندر بر خرها همه پیغامبر است
مرو ای مرد مسافر به سفر جز با او
که تو را در همه احوال رفیق سفر است
حال ممدوحین زین چامه بدان ای هشیار
که چو من مادح بر مدح خری مفتخر است
من به جز مدحت او مدح دگر خر نکنم
جز خر عیسی گور پدر هر چه خر است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş