شمارهٔ ۲۹ - آرزویِ خرِّ دُم بریده
ا ایرج میرزا
0
Altın Yaprak
بوده است خری که دم نبودش
روزی غم بی دمی فزودش
در دم طلبی قدم همی زد
دم می طلبید و دم نمی زد
یک ره نه ز روی اختیاری
بگذشت میان کشت زاری
دهقان مگرش ز گوشه ای دید
برجست و از او دو گوش ببرید
بیچاره خر آرزوی دم کرد
نایافته دم دو گوش گم کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş