شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگی
ا ایرج میرزا
0
Altın Yaprak
چه خواهند از جان هم این دو قوچ
که جنگیده با هم سر هیچ و پوچ
چرا تشنه خون هم گشته اند
نه میراث بر نه پدر کشته اند
نه این خورده آن دیگری را علف
نه آن کرده آبشخور این تلف
جهان صلح بود و صفا سر به سر
نبود ار دو بر هم زن بد سیر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş