شمارهٔ ۲۴ - ستایشِ صنیع الدّوله
ا ایرج میرزا
0
Altın Yaprak
طبیعت گر شگرفی ها نماید
شگفتی بر شگفتی ها فزاید
گهی بینی که اندر گلخنی زشت
که هست آکنده از خار و خس و خشت
یکی لاله دمیده سرخ و دلکش
که دیده گردد از دیدار آن خوش
گهی در وادی پر خار و پر سنگ
به خار و سنگ حامل چند فرسنگ
بیابی اتفاقا چشمهی خرد
که جان باید از او چون تشنه ای خورد
گهی بالای کوهی صعب و بی آب
در آن از رستنی ها جمله نایاب
درختی سایه گستر رسته بینی
رسی در سایه اش راحت نشینی
صنیع الدوله هم در دوره ما
یکی بود از شگفتی های دنیا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş