بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلا
ا ایرانشان ابن ابی الخیر
0
Altın Yaprak
وزآن روی طیهور با آن سپاه
بر آنسان برابر نشسته سه ماه
همه شهرها سخت کرد استوار
به کنده در افگندشان رودبار
شد انبار خانه بسیلا چنان
که در شهر شد تنگ جای زنان
کسی را که بیکار و درویش بود
وگر خوردش از کوشش خویش بود
چو از دستگاهش نبود ایچ بهر
برون کرد بی مایگان را ز شهر
چو شد ساخته شهر از آنسان که خواست
سراسر همه کارها کرد راست
نهانی شب از جای برداشت شاه
به شهر بسیلا شد او با سپاه
بماندند خرگاه و خیمه به جای
همان یک سواره همان کدخدای
به شهر اندر آورد پنجه هزار
دلاور سواران خنجرگزار
سپاه دگر کرد از آنجا گسی
سوی شهرهای دگر هرکسی
بفرمود تا شهرها را نگاه
بدارند و هشیار باشد سپاه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş