بخش ۱۹
ج جامی
0
Altın Yaprak
معاویه و عقیل بن ابی طالب با هم نشسته بودند معاویه گفت ای اهل شام هیچ شنیده اید قول الله تعالی را آنجا که می گوید تبت یدا ابی لهب و تب گفتند آری
گفت ابولهب عم عقیل است عقیل گفت ای اهل شام هیچ شنیده اید قول الله تعالی را آنجا که می گوید وامراته حمالة الحطب گفتند آری گفت حمالة الحطب عمه معاویه است
چو هست در تو منقصتی عیب دیگری
کردن به آن نه قاعده مرد باهش است
او خامش است از تو و از عیب دیگران
گویا کنی به عیب خود آن را که خامش است
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş