بخش ۲۰
ج جامی
0
Altın Yaprak
روزی اسکندر با سرهنگان خویش برنشسته بود یکی از ایشان گفت خداوند - سبحانه - تو را ملک بزرگ داده است زنان بسیار کن تا فرزندان تو بسیار گردند و یادگار تو اندر جهان بماند
جواب داد که یادگار مرد نه فرزندان اوست بلکه سنتهای خوب و سیرتهای نیکوست نیکو نبود آن کس که بر مردان جهان غلبه کرده است زنان بر وی غلبه کنند
چو نیست پیش پدر اینقدر یقین که پسر
ز خیل بی خردان است یا خردمندان
بس است سیرت نیکو حکیم را فرزند
زبون زن چه شود بر امید فرزندان
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş