بخش ۶
ج جامی
0
Altın Yaprak
فاضلی بر یکی از دوستان صاحب راز خود نامه می نوشت شخصی در پهلوی او نشسته بود و به گوشه چشم نوشته وی را می خواند بر وی دشوار آمد بنوشت که اگر نه در پهلوی من دزدی زن به مزد نه نشسته بودی و نوشته مرا نمی خواندی همه اسرار خود بنوشتمی
آن شخص گفت والله ای مولانا که من نامه تو را مطالعه نکردم و نخواندم گفت ای نادان پس این را که می گویی از کجا می گویی
هرآن کس که دزدیده بر سر مرد
شود مطلع شایدش خواند دزد
بر آن کار اگر مزد دارد طمع
همین به که نامش نهی زن به مزد
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş