شمارهٔ ۱۶۹

ج جامی
0 금빛 잎
به توبه شیخ مهوس مرا موسوس شد چو دید ساغر لعلت حریف مجلس شد که بست طاق خم ابرویت تعالی الله که سجده گاه دل و جان صد مهندس شد خراب بود به وحشت سرای هجر دلم خیال روی تو تشریف داد و مونس شد چو سرو نازگذشتی به باغ و گرد رهت عبیر جیب گل و کحل چشم نرگس شد فدای پیر مغان باد نقد هستی من که یمن همت او کیمیای این مس شد متاع فقر طلب لیک ازان توانگر دل که هر چه داشت به می صرف کرد و مفلس شد چو گشت مدرسه میخانه زان لب میگون عجب مدار ز جامی اگر مدرس شد

퍼블릭 도메인: 시인이 세상을 떠난 지 70년이 넘었습니다.

이 시의 번역 추가 ·

이 시에 점수 주기

아직 점수가 없습니다

별을 눌러 1에서 10까지 점수를 주세요

댓글

댓글을 쓰려면 로그인해야 합니다.

로그인

이 시에는 아직 댓글이 없습니다. 첫 사람이 되어 주세요.

더 나은 읽기를 드리려고 쿠키를 씁니다. 당신의 자료는 GDPR과 튀르키예 개인정보 보호법에 따라 다뤄집니다. 어떤 쿠키를 허락할지는 언제든 바꿀 수 있습니다.